<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تنش‌های محیطی در علوم زراعی</title>
    <link>https://escs.birjand.ac.ir/</link>
    <description>تنش‌های محیطی در علوم زراعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر دو گونه قارچ مایکوریزا (Golmus mossea و G. fasciculatum) بر برخی صفات زراعی و فیزیولوژیک ذرت هیبرید 704 تحت تنش خشکی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4108.html</link>
      <description>در این مطالعه، تأثیر دو گونه قارچ مایکوریزا (Golmus mossea و G. fasciculatum) بر صفات زراعی و فیزیولوژیک ذرت هیبرید 704 تحت تنش خشکی، در مرکز تحقیقات جنوب استان کرمان، به‌صورت طرح کرت‌های خرد شده و در قالب بلوک‌های کامل تصادفی ارزیابی شد. در این پژوهش، تنش خشکی به‌عنوان عامل اصلی در چهار سطح (50، 70، 90 و 100 درصد نیاز آبی گیاه) و تأثیر تلقیح بذر ذرت با دو گونه قارچ مایکوریزا و یک گروه شاهد (بدون تلقیح) به‌عنوان عامل فرعی بررسی گردید. صفات مختلفی همچون محتوی آب نسبی برگ، کلروفیل، پرولین، ارتفاع بوته، قطر ساقه، و عملکرد دانه مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. نتایج نشان داد که تنش آبی و استفاده از قارچ‌های مایکوریزا تأثیر قابل‌توجهی بر تمام ویژگی‌های مورد مطالعه در ذرت داشتند. بیشترین ارتفاع بوته (۲۵۱.۹۳ سانتی‌متر) و طول بلال (۲۲.۵۳ سانتی‌متر) در شرایط آبیاری کامل (۱۰۰ درصد نیاز آبی) و تلقیح با قارچ G. mossea مشاهده شد. تعداد بلال در هر بوته نیز تحت تأثیر تنش آبی و مایکوریزا قرار گرفت، به‌طوری که بیشترین تعداد بلال (۱.۱۷ عدد) در شرایط آبیاری کامل و تلقیح با قارچ G. fasciculatum مشاهده شد. عملکرد دانه نیز به‌طور معناداری تحت تأثیر تنش آبی و مایکوریزا قرار گرفت، به‌طوری که بیشترین عملکرد دانه (۱۱۶۵۰ کیلوگرم در هکتار) در شرایط آبیاری کامل و تلقیح با قارچ G. mossea ثبت شد. شاخص برداشت نیز در شرایط آبیاری کامل و تلقیح با قارچ G. mossea به حداکثر مقدار خود رسید. محتوای نسبی آب برگ و شاخص کلروفیل نیز تحت تأثیر تنش آبی و مایکوریزا قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که گیاهان تلقیح شده با قارچ مایکوریزا، به‌ویژه گونه G. mossea، در شرایط تنش آبی عملکرد بهتری داشته و توانایی بیشتری در حفظ رطوبت نسبی برگ از خود نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر قارچ مایکوریزا و محلول‌پاشی سلنیوم بر عملکرد، فلورسانس کلروفیل و برخی صفات فیزیولوژیکی چاودار (.Secale cereale L) تحت تنش شوری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4016.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثر قارچ مایکوریزا و محلول‌پاشی سلنیوم بر عملکرد و برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی &amp;amp;rlm;چاودار تحت تنش شوری، به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه &amp;amp;rlm;پژوهشی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1403 اجرا شد. تیمارها شامل سه سطح &amp;amp;rlm;شوری (عدم اعمال شوری به‌عنوان شاهد، شوری 65 و 130 میلی‌مولار)، دو سطح مایکوریزا (عدم کاربرد و کاربرد &amp;amp;rlm;مایکوریزا)، و چهار سطح محلول‌پاشی سلنیوم (محلول‌پاشی با آب به‌عنوان شاهد و کاربرد 1.5، 3 و 4.5 میلی‌گرم در &amp;amp;rlm;لیتر) بودند&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm; نتایج نشان داد که شوری به‌طور معنی‌داری موجب کاهش شاخص‌های فلورسانس کلروفیل (به جز &amp;amp;rlm;فلورسانس حداقل)، شاخص نیتروژن و عملکرد دانه شد. ولی کاربرد توام مایکوریزا و سلنیوم توانست اثرات منفی شوری &amp;amp;rlm;را کاهش دهد. تحت شوری&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;130 میلی‌مولار در مرحله گلدهی گیاه (86 روز پس از کشت)، کاربرد مایکوریزا و محلول‌&amp;amp;rlm;پاشی 4.5 میلی‌گرم در لیتر سلنیوم، شاخص کلروفیل (85.3 درصد)، شاخص نیتروژن (57.2 درصد)، فلورسانس &amp;amp;rlm;بیشینه (48.3 درصد)، فلورسانس متغیر (207 درصد)، عملکرد کوانتومی (44.2 درصد) و عملکرد دانه (75.3درصد) &amp;amp;rlm;را در مقایسه با عدم کاربرد مایکوریزا و سلنیوم در همین سطح از شوری افزایش داد&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm; کاربرد مایکوریزا و سلنیوم هدایت &amp;amp;rlm;الکتریکی و فلورسانس حداقل را کاهش داد. بر اساس این نتایج، کاربرد محافظ‌های زیستی و معدنی (مایکوریزا و &amp;amp;rlm;سلنیوم) می‌تواند عملکرد دانه چاودار تحت تنش شوری را بواسطه کاهش هدایت الکتریکی و بهبود اجزای فلورسانس &amp;amp;rlm;کلروفیل افزایش دهد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی صفات فیزیولوژیکی و پاسخ برخی آنزیم‌های آنتی اکسیدان نیشکر (.Saccharum officinarum L) به شوری و کاربرد کود سیلیسیم</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4026.html</link>
      <description>شوری آب یکی از مهمترین تنش‌های غیرزیستی است که مانع رشد و بهره‌وری محصول در سراسر جهان می‌شود. به‌منظور ارزیابی تأثیر سیلیسیم بر رشد و وزن ساقه نیشکر تحت تنش شوری حاصل از زه‌آب، آزمایشی در دو سال زراعی 1400-1401 و 1402-1401 به‌صورت گلدانی در محیط گلخانه در شرکت کشت و صنعت نیشکر دهخدا با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اصلی آبیاری در سه سطح شوری شامل 1.4 (شاهد)، 4.1 و 8.2 دسی‌زیمنس بر متر، فاکتور فرعی شامل دو واریته CP73-21 و CP69-1062 و زمان کاربرد سیلیسیم در چهار سطح شامل شاهد (بدون کاربرد سیلیسیم)، یک‌ماه قبل از تنش، همزمان با تنش و یک‌ماه بعد از اعمال سطوح شوری به عنوان فاکتور فرعی فرعی در نظر گرفته شد. نتایج برتری وزن تک ساقه واریته CP69-1062 نسبت به واریته CP73-21 در همه سطوح شوری نشان داد. آبیاری با سطوح شوری 4.1 و 8.2 دسی‌زیمنس بر متر به‌ترتیب سبب کاهش36 و 68 درصدی میانگین رشد هفتگی ساقه، 37 و 66 درصدی وزن تک ساقه، 6.4 و 10.8 درصدی محتوای نسبی آب برگ و افزایش 17.2 و 29.4 درصدی نشت الکترولیت نسبت به تیمار شاهد گردید. بهترین زمان کاربرد کود سیلیسیم یک‌3.7 و 1.9 درصدی محتوای نسبی آب برگ در سطوح شوری 4.1 و 8.2 دسی زیمنس بر متر گردید. همچنین کاربرد کود سیلیسیم یک‌ماه قبل از اعمال شوری سبب افزایش فعالیت‌ کاتالاز به‌ترتیب 13.1 و 23.1 درصد و آسکوربات پراکسیداز به‌ترتیب 18.9 و 5.4 درصد در سطوح شوری 4.1 8.2 دسی زیمنس بر متر شدند. در شرایط بروز تنش کم‌آبی جهت آبیاری گیاه نیشکر استفاده از زه‌‌‌آب با شوری 4 دسی‌زیمنس بر متر همراه با کود سیلیسیم به‌منظور افزایش تحمل گیاه نیشکر به تنش شوری قابل توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واکنش جوانه‌زنی ارقام گندم رایج استان گلستان به تنش خشکی با استفاده از مدل هیدروتایم</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4068.html</link>
      <description>در این مطالعه به ارزیابی واکنش ارقام و لاین‌های گندم تحت کشت رایج در استان گلستان به تنش خشکی در مرحله جوانه‌زنی با کمک مدل هیدروتایم پرداخته شد. هدف از انجام این مطالعه علاوه بر شناسایی واکنش ارقام مختلف به تنش خشکی در مرحله جوانه‌زنی ارائه‌ی دید مناسب‌تری در برنامه‌ریزی‌های مرتبط با الگوی کشت به محققان و کشاورزان می‌باشد. این مطالعه در آزمایشگاه تحقیقات بذر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در قالب طرح کاملاً تصادفی به‌صورت آزمایش فاکتوریل انجام شد. فاکتورهای این آزمایش شامل ارقام رایج گندم در استان گلستان در یازده سطح (آفتاب، احسان، تیرگان، قابوس، کریم، کلاته، کوهدشت، گنبد، لاین۱۷، مروارید و معراج) و تنش خشکی در شش سطح (صفر ، 0.3-، 0.6-، 0.9-، 1.2- و 1.5- مگاپاسکال) بود. همچنین طول کلئوپتیل ارقام مختلف گندم اندازه‌گیری شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر تنش خشکی، رقم و اثر متقابل تنش خشکی و رقم بر درصد جوانه‌زنی معنی‌دار بود. همچنین اختلاف میانگین طول کلئوپتیل و ضرایب مدل هیدروتایم شامل ضریب هیدروتایم (&amp;amp;theta;H)، پتانسیل آب‌پایه (&amp;amp;psi;b50) و انحراف معیار (&amp;amp;sigma;&amp;amp;psi;b) در ارقام مختلف گندم دارای اختلاف معنی‌دار بود. همچنین نتایج بیانگر وجود همبستگی منفی بین طول کلئوپتیل و پتانسیل آب بود که این می‌توان نتیجه‌گیری کرد استفاده از این ضریب می‌تواند مکمل و یا حتی جایگزین پارامتر طول کلئوپتیل در انتخاب و اصلاح ارقام جهت کشت در مناطق دیم باشد. به‌طورکلی نتایج این مطالعه بیانگر تفاوت ارقام گندم در پاسخ به تنش‌های آبی در مرحله جوانه‌زنی بذرها بود. نتایج این مطالعه می‌تواند به طور مؤثری در مدیریت زراعی گندم در انتخاب ارقام باتوجه ‌به نوع کشت و میزان آب در دسترس مفید واقع شود. همچنین درنظرگرفتن اهمیت این موضوع از جانب اصلاح‌گران ارقام به‌منظور توجه به واکنش جوانه‌زنی بذرها به تنش‌های آبی حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تیمار‌های پرایم بذر گندم بر خصوصیات فیزیولوژیک، عملکرد و کارایی مصرف نور در شرایط دیم</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4053.html</link>
      <description>ویتاسپرین، به‌عنوان یک دارو ضد استرس برای دام و طیور استفاده می‌شود. در این مطالعه، هدف ما بررسی تأثیر تیمارهای مختلف پرایم بذر بر جنبه‌های مختلف گندم دیم بود. این مطالعه با استفاده از طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه فصل‌ زراعی (99-1396) انجام شد. دانه‌های گندم با استفاده از اوره (2 درصد)، سولفات روی (0.6 درصد)، کلرید پتاسیم (1 درصد)، کلرید کلسیم (1.4 درصد)، ویتاسپرین (0.1 درصد)، سیتوکینین (0.005 درصد) و خیساندن در آب (هیدرو پرایم) پرایم شدند. همچنین دانه‌های پرایم نشده به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. در فصل زراعی 98-1397 پرایم بذر با کلرید کلسیم و اوره با افزایش غلظت کلروفیل، پرولین و کربوهیدرات‌ها در برگ، طول میان‌گره‌های ساقه، حداکثر شاخص سطح برگ، حداکثر سرعت رشد محصول و کارایی مصرف نور، بیش‌ترین عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند. در همه سطوح تیمار پرایم بذر، عملکرد دانه در فصل زراعی 98-1397 بیش‌ترین و در فصل زراعی99-1398 کم‌ترین میزان را داشت. که این امر احتمالاً به‌دلیل کاهش دما در پاییز و زمستان و همچنین کاهش میزان و پراکنش نامناسب بارش در فصل زراعی 99-1398 در مقایسه با دو فصل زراعی دیگر بود. در فصل زراعی 99-1398، نهال‌هایی که از دانه‌های پرایم شده حاصل شدند در مقایسه با نهال‌های حاصل از بذور شاهد، سریع‌تر در معرض کاهش رطوبت در دسترس بذور جهت ادامه روند رشد قرار گرفتند که این امر در نهایت منجر به مرگ نهال، کاهش تعداد سنبله و کاهش عملکرد دانه شد. این امر بر اهمیت شرایط رشد اولیه در کارایی تیمار پرایم بذر تاکید کرد. همچنین یافته‌ها نشان داد که پرایم بذور با اوره از نظر نسبت سود به هزینه، در مقایسه با سایر ترکیبات تیمار موفق‌تری بود. بنابراین به‌دلیل دسترسی راحت و غیر سمی بودن نسبی اوره، این تیمار جهت پرایم بذر و استفاده در مزرعه به کشاورزان توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحمل به تنش شوری لاین‌های علوفه‌ای کینوا (Chenopodium quinoa Willd) در شرایط مزرعه</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4087.html</link>
      <description>تقاضا برای تولید علوفه حجیم و باکیفیت، به‌ویژه در مناطق تحت‌تأثیر شوری و کم‌آبی، به دلیل تغییرات اقلیمی، یکی از چالش‌های اصلی بخش کشاورزی کشور است. پژوهشی در سال زراعی 1403-1402 در مزرعه تحقیقات شوری صدوق یزد به‌منظور ارزیابی تحمل به شوری لاین&amp;amp;shy;های علوفه &amp;amp;shy;ای کینوا اجرا شد. آزمایش به صورت کرت &amp;amp;shy;های خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تعداد 15 لاین برتر کینوا علوفه &amp;amp;shy;ای و رقم ترمه در کرت‌های فرعی با سه سطح شوری آب آبیاری 5، 10 و 15 دسی &amp;amp;shy;زیمنس بر متر به همراه شاهد غیر شور در کرت‌های اصلی قرار داده شدند. صفات زراعی شامل وزن تر و وزن خشک بوته، درصد ماده خشک، قطر ساقه و ارتفاع&amp;amp;nbsp; گیاه اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که اثر شوری و لاین بر بیشتر صفات مورد بررسی در سطوح احتمال یک و پنج درصد معنی‌دار بود، اما اثر متقابل شوری و لاین از نظر آماری معنی‌دار نبود. همچنین، با افزایش سطح شوری، کاهش قابل توجهی در ارتفاع بوته، قطر ساقه، درصد ماده خشک و عملکرد علوفه خشک مشاهده شد. عملکرد علوفه تر با افزایش شوری تا 10 دسی زیمنس برمتر&amp;amp;nbsp; افزایش&amp;amp;nbsp; و در شوری&amp;amp;shy; های بیشتر کاهش پیدا کرد. همچنین تفاوت معنی &amp;amp;shy;داری بین لاین‌های مختلف کینوا از نظر ارتفاع، درصد ماده خشک و عملکرد علوفه مشاهده شد. در بین 16 لاین مورد بررسی، لاین NSRCQF15 با تولید 68.8 تن علوفه تر و 15.65 تن علوفه خشک برتری معنی‌داری در شرایط یزد نشان داد. لاین‌های NSRCQF3، NSRCQF4&amp;amp;nbsp; و NSRCQF6&amp;amp;nbsp; نیز به‌عنوان لاین‌های متحمل به شوری شناسایی شدند که دارای شاخص تحمل به شوری (STI) بالا، 50 درصد کاهش عملکرد در شوری بالاتر (EC50) و شیب کاهش عملکرد پایین‌تر بودند. لاین&amp;amp;shy; های NSRCQ3، NSRCQ8، NSRCQ10، NSRCQ13 و NSRCQ14 عملکرد علوفه خشک و شاخص تحمل به تنش شوری بالاتری از متوسط لاین &amp;amp;shy;ها داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بیان ژن TaEXPB23 و ارتباط آن با رشد کلئوپتیل و صفات زراعی گندم تحت تنش کم‌آبی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4104.html</link>
      <description>تغییر در اندازه و سرعت رشد سلول‌ها و بافت‌ها که در اثر تغییر الگوی بیان ژن‌های مرتبط ایجاد می‌شود، یکی از مهم‌ترین پاسخ‌های گیاهان به تنش‌های محیطی است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بیان ژن اکسپنسین TaEXPB23 با طول و وزن خشک کلئوپتیل، وزن دانه، ارتفاع بوته و عملکرد دانه در هشت رقم گندم نان تحت تنش کم‌آبی، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی انجام شد. پس از تعیین واکنش ارقام بر اساس شاخص تحمل فرناندز (STI)، صفات مورفولوژیک و بیان نسبی ژن ارزیابی شدند. نتایج نشان داد بین ارقام از نظر عملکرد دانه در شرایط تنش و غیرتنش اختلاف معنی‌داری وجود داشت؛ به‌طوری‌که رقم اروم بیشترین و آرتا کمترین عملکرد را داشتند. بر اساس شاخص STI، شش رقم در گروه متحمل و دو رقم در گروه حساس قرار گرفتند. همچنین بین ارقام از نظر بیان نسبی ژن TaEXPB23، طول و وزن خشک کلئوپتیل، وزن دانه و ارتفاع بوته اختلاف معنی‌داری مشاهده شد. بیشترین طول کلئوپتیل در ارقام روشن، بهاران، هیرمند، اروم و دریا و کمترین آن در Weebille264، چمران و آرتا ثبت شد. الگوی بیان ژن نیز در ارقام متفاوت بود؛ به‌گونه‌ای که در 6 ساعت پس از جوانه‌زنی، افزایش معنی‌دار بیان ژن تنها در ارقام دریا و اروم، در 24 ساعت در اروم و Weebille264 و در 72 ساعت فقط در رقم دریا مشاهده شد. به‌طور کلی، بیان نسبی ژن تا 48 ساعت روند افزایشی و سپس روند کاهشی داشت. تحلیل همبستگی نشان داد افزایش بیان ژن TaEXPB23 با بهبود رشد اولیه و استقرار گیاهچه همراه بوده و می‌تواند موجب افزایش رشد و عملکرد گیاه بالغ، به‌ویژه تحت شرایط تنش کم‌آبی شود. این ژن می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر مولکولی بالقوه در برنامه‌های اصلاح ارقام متحمل به خشکی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر رژیم‌های مختلف آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و شاخص‌های فیزیولوژیکی کینوا (Chenopodium quinoa Willd) در منطقه گرم و نیمه خشک دهدشت</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4125.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر رژیم‌های مختلف آبیاری و تاریخ کاشت بر عملکرد و شاخص‌های فیزیولوژیکی گیاه کینوا در منطقه نیمه‌خشک دهدشت، آزمایشی به‌صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی شامل تاریخ کاشت در سه سطح (5 و 20 مردادماه و 5 شهریورماه) و عامل فرعی شامل رژیم‌های آبیاری پس از تبخیر 40، 80 و 120 میلی‌متر آب از تشتک تبخیر بود. نتایج نشان داد که بیشترین محتوای کلروفیل برگ، تعداد شاخه‌های جانبی و عملکرد زیستی در پایین‌ترین سطح تنش آبی (40 میلی‌متر تبخیر) حاصل شد، در حالی که بیشترین درصد پروتئین دانه در بالاترین سطح تنش (120 میلی‌متر تبخیر) مشاهده گردید. حداکثر کارایی مصرف آب در تیمار آبیاری پس از 120 میلی‌متر تبخیر و تاریخ کاشت 5 شهریورماه و حداقل آن در تیمار آبیاری پس از 40 میلی‌متر تبخیر و تاریخ کاشت 5 مردادماه ثبت شد. همچنین، در تیمار آبیاری پس از 40 میلی‌متر تبخیر و تاریخ کاشت 20 مردادماه، بیشترین محتوای نسبی آب برگ، شاخص سطح برگ، ارتفاع بوته، طول پانیکول، عملکرد دانه و شاخص برداشت حاصل شد. در مقابل، کمترین عملکرد دانه و شاخص برداشت مربوط به تیمار آبیاری پس از 120 میلی‌متر تبخیر و تاریخ کاشت 5 شهریورماه بود. نتایج نشان داد که آبیاری پس از 40 میلی‌متر تبخیر از تشتک و تاریخ کاشت 20 مردادماه می‌تواند صفات اقتصادی گیاه کینوا را بهبود داده و به‌عنوان گزینه‌ای مناسب برای حصول عملکرد مطلوب در منطقه مورد آزمایش و مناطق مشابه پیشنهاد گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محلول‌پاشی تریپتوفان بر خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه پروانش (.Catharanthus roseus L) تحت رژیم‌های مختلف آبیاری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_3962.html</link>
      <description>گیاه دارویی پروانش با نام علمی (Catharanthus roseus L.) بومی ماداگاسکار و مناطق گرمسیری است که سرشار از ترکیبات فنولیک و آلکالوئیدهایی با ارزش تجاری- دارویی چون آجمالایسین، وین‌کریستین و و ین‌بلاستین می‌باشد. آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1402 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در شرایط گلخانه‌ای اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل محلول‌پاشی اسید آمینه تریپتوفان (شاهد، 50، 100، 150، 200 و 250 میلی‌گرم بر لیتر) و تنش خشکی (100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی) بود. محلول‌پاشی تریپتوفان دو بار (در مرحله هشت برگی و در ابتدای مرحله گل‌دهی) انجام شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین‌ها نشان داد که افزایش غلظت اسید آمینه تریپتوفان تا ۲۵۰ میلی‌گرم در لیتر و تنش خشکی در سطح ۴۰ درصد ظرفیت زراعی، تأثیر مثبت و معنی‌داری در سطح احتمال خطای یک درصد بر روی صفات وزن خشک بوته، رطوبت نسبی برگ، پایداری غشای سلولی، و فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و پراکسیداز و همچنین بر صفت ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و پروتئین کل در سطح احتمال خطای پنج درصد داشت. بررسی داده‌ها نشان داد که تمامی صفات اندازه‌گیری‌شده، به‌جز پایداری غشای سلولی، تحت تأثیر غلظت‌های بالای اسید آمینه تریپتوفان (بیش از ۲۰۰ میلی‌گرم در لیتر) بهبود یافتند. از سوی دیگر، تنش خشکی شدید (۴۰ درصد ظرفیت زراعی) منجر به کاهش معنی‌دار وزن خشک بوته، پروتئین کل، پایداری غشای سلولی و رطوبت نسبی برگ نسبت به شاهد شد. با این حال، فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و کاتالاز در شرایط تنش خشکی افزایش یافت که احتمالاً نشان‌دهنده فعال‌سازی مکانیسم‌های دفاعی گیاه در پاسخ به تنش خشکی است. نتیجه‌گیری کلی نشان داد که کاربرد تریپتوفان در غلظت‌های مناسب (۲۰۰ و ۲۵۰ میلی‌گرم بر لیتر) باعث تعدیل اثرات منفی ناشی از تنش خشکی و عملکرد وزن خشک گیاه دارویی پروانش شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر پیش تیمار بذر و محلول‌پاشی عناصر مغذی بر ویژگی‌های فیزیولوژیک و عملکرد زیره سبز (.Cuminum cyminum L) در سطوح آبیاری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4235.html</link>
      <description>با هدف ارزیابی پیش تیمار بذر و محلول‌پاشی عناصر مغذی بر ویژگی‌های فیزیولوژیک و عملکرد گیاه دارویی زیره سبز، آزمایشی به‌صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار طی سال‌های 1401 و 1402 در جنوب استان کرمان، جیرفت، انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل آبیاری در سه سطح (شاهد، قطع آبیاری بعد از مراحل گلدهی و تشکیل دانه) در کرت‌های اصلی، پیش تیمار بذر در سه سطح (شاهد، پیش تیمار با آب مقطر و پلی‌اتیلن گلایکول) و محلول‌پاشی عناصر مغذی در چهار سطح (شاهد، نانو کلات آهن و روی و پلی آمین پوترسین) در کرت‌های فرعی بود. نتایج نشان داد که قطع آبیاری در مراحل بعد از گلدهی و تشکیل دانه منجر به کاهش ویژگی‌های فیزیولوژیک و عملکرد زیره سبز شد و بیشترین اثر منفی مربوط به قطع آبیاری در مرحله بعد از گلدهی بود، به‌طوری که در این مرحله 44 درصد محتوی نسبی آب، 20 درصد کلروفیل a، 28 درصد کلروفیل b، 27.7 درصد کاروتنوئید، 18.4 درصد تعداد چتر، 24 درصد تعداد دانه در چتر، 22.6 درصد وزن هزار دانه، 12 درصد عملکرد زیستی و 37 درصد عملکرد دانه نسبت به شاهد کاهش یافت. پیش تیمار بذر و محلول‌پاشی عناصر مغذی در مقایسه با عدم کاربرد آنها منجر به افزایش به ترتیب 10 و 14.5 درصدی محتوی نسبی آب، 17 و 40 درصدی کلروفیل a، 23 و 24.6 درصدی تعداد چتر، 10 و 20 درصدی عملکرد زیستی و دو و 10 درصدی عملکرد دانه در زیره سبز شد. در مجموع، اجتناب از کاهش مقدار آب در دسترس گیاه در زمان گلدهی و پیش تیمار، به‌ویژه پلی‌اتیلن گلایکول نسبت به آب مقطر و کاربرد نانو کلات عناصر ریزمغذی و پوترسین، جهت افزایش رشد و عملکرد زیره سبز در جیرفت پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سطوح مختلف بیوچار اقاقیا (Robinia pseudoacacia) بر رشد، محتوای اسانس و جذب عناصر غذایی گیاه مریم‌گلی (.Salvia officinalis L) تحت تنش کادمیوم</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_3973.html</link>
      <description>تنش فلزات سنگین یکی از عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان می‌باشد. بیوچار ماده آلی کربنی اصلاح کننده خاک می‌باشد که می‌تواند دسترسی زیستی مواد آلاینده را کاهش دهد و به ویژه برای فلزات سنگین بسیار کارآمد است. این مطالعه با هدف بررسی اثر سطوح مختلف بیوچار حاصل از چوب اقاقیا ( Robinia pseudoacacia) بر برخی خصوصیات رشدی، محتوای اسانس و جذب عناصر غذایی گیاه مریم گلی تحت تنش کادمیوم انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح مختلف بیوچار (صفر، 1 و 2 درصد وزنی) و تنش کادمیوم در سه سطح 0، 30 و 60 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک بود که بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار در گلخانه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام گردید. نتایج حاصل از بر همکنش کاربرد بیوچار در سطوح مختلف کادمیوم نشان داد که کاربرد بیوچار در سطح 2 درصد وزنی سبب افزایش ارتفاع گیاه، سطح برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی و طول ریشه در سطوح مختلف کادمیوم گردید. بالا رفتن سطح کادمیوم سبب کاهش این صفات گردید به طوری که بیشترین ارتفاع گیاه، ( 22 سانتی‌متر) سطح برگ ( 709.84 سانتی متر مربع)، وزن تر (36.63 گرم در بوته) و خشک (20.44 گرم در بوته) اندام هوایی، طول ریشه (30.75 سانتی‌متر) و محتوای اسانس ( 0.8 درصد حجمی/وزنی) در تیمار 2 درصد وزنی بیوچار بدون کادمیوم مشاهده شد. استفاده از بیوچار با کاهش انتقال کادمیوم از ریشه به اندام‌های هوایی و بهبود جذب عناصر غذایی، اثرات مضر کادمیوم روی رشد را کاهش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واکنش ژنوتیپ‌های کنجد (.Sesamum indicum L) به تنش خشکی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4142.html</link>
      <description>کنجد یکی از گیاهان روغنی مهم است که به‌شدت تحت تأثیر تنش‌های غیرزیستی از جمله خشکی قرار می‌گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی واکنش ژنوتیپ‌های مختلف کنجد به تنش خشکی و شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل برای استفاده در مناطق خشک است. آزمایش در سال 1402 به‌منظور بررسی واکنش 10 ژنوتیپ کنجد شامل هلیل، دشتستان، داراب، سرداری، لاین 24، لاین 25، لاین 26، اولتان، ناز تک‌شاخه و یلووایت در برابر تنش خشکی، در دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار و در شرایط هیدروپونیک با استفاده از پرلیت و محلول غذایی هوگلند اجرا شد. تنش خشکی با استفاده از پلی‌اتیلن گلیکول 6000 در سه سطح (شاهد، 3- و 6- بار) در مرحله چهار برگی اعمال شدند. نمونه‌برداری از اندام هوایی پس از 72 ساعت برای اندازه‌گیری صفات مورفولوژیک و بیوشیمیایی انجام گرفت. شاخص‌های تحمل YSI و MFV برای ارزیابی پایداری ژنوتیپ‌ها تحت تنش استفاده شدند. تنش موجب کاهش معنی‌دار در طول و وزن خشک گیاهچه در تمامی ژنوتیپ‌ها شد، با این حال ژنوتیپ سرداری در هر دو سطح تنش عملکرد بهتری داشت. از سوی دیگر، محتوای پرولین و کربوهیدرات‌های محلول با افزایش شدت تنش افزایش یافت، به‌طوری‌که بیشترین میزان پرولین در ژنوتیپ‌های یلووایت و داراب و بیشترین کربوهیدرات در ژنوتیپ سرداری مشاهده شد. شاخص‌های تنش اکسیداتیو شامل پراکسید هیدروژن و مالون‌دی‌آلدئید نیز در اثر تنش افزایش یافتند؛ در این میان ژنوتیپ‌های دشتستان و لاین ۲۵ بیشترین مقادیر را داشتند که نشان‌دهنده آسیب اکسیداتیو بالاتر در آن‌هاست، در حالی‌که ژنوتیپ‌های اولتان و داراب کمترین میزان را نشان دادند. تحلیل شاخص پایداری عملکرد (YSI) و تابع عضویت فازی (MFV) نیز نشان داد که ژنوتیپ‌های سرداری و داراب در هر دو سطح تنش خشکی دارای بیشترین مقدار این شاخص‌ها بوده و در مجموع به‌عنوان متحمل‌ترین ژنوتیپ‌ها شناخته شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی بر رنگیزه‌های فتوسنتزی، اجزای پر شدن دانه و برخی صفات گندم (.Triticum aestivum L) در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_3974.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر سه سطح مختلف آبیاری (آبیاری تکمیلی در مرحله گلدهی، دانه‌بندی و بدون آبیاری (کشت دیم)) و چهار سطح تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی (محلول‌پاشی سلنیوم، اسید آسکوربیک، متانول و محلول‌پاشی آب به عنوان شاهد) بر صفات کمی و کیفی گندم، آزمایشی به صورت اسپیلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال زراعی 1403-1402 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه لرستان اجرا شد. نتایج نشان داد تنش خشکی سبب کاهش عملکرد دانه، صفات مورفولوژیکی، کلروفیل a، b، کل، کارتنوئید، سرعت پر شدن دانه و دوره پر شدن دانه شد، درصورتی که محلول‌پاشی تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی موجب بهبود این صفات شد. بیش‌ترین محتوای کلروفیل a با کاربرد اسید آسکوربیک (8.8 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و کلروفیل کل با محلول‌پاشی سلنیوم (11.13 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و کارتنوئید با کاربرد سلنیوم و اسید آسکوربیک (4.54 میلی‌گرم در گرم وزن تر) تحت شرایط آبیاری در مرحله گلدهی به‌دست آمد. حداکثر سرعت پر شدن دانه (2.66 میلی‌گرم در روز) با کاربرد متانول تحت شرایط بدون آبیاری و بالاترین دوره پر شدن دانه (44.02 روز)، دوره مؤثر پر شدن دانه (36.43 روز) با محلول‌پاشی اسید آسکوربیک تحت شرایط آبیاری در مرحله دانه‌بندی ثبت شد. آبیاری تکمیلی در مرحله دانه‌بندی و کاربرد اسید آسکوربیک دارای بیش‌ترین عملکرد دانه (به ترتیب با 1920.58 و 1882.78 کیلوگرم در هکتار) بودند. عملکرد دانه تحت تأثیر انجام آبیاری تکمیلی در مراحل گلدهی و دانه‌بندی در مقایسه با شرایط بدون آبیاری به ترتیب 5.9 و 12.6 درصد و محلو‌ل-پاشی سلنیوم، اسید آسکوربیک و متانول در مقایسه با شاهد (بدون محلول‌پاشی) به ترتیب 1.1، 8.3 و 7.1 درصد افزایش یافت. بنابراین، محلول‌پاشی تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی و انجام آبیاری تکمیلی توانسته است رشد و عملکرد گندم را از طریق بهبود رنگیزه‌های فتوسنتزی و صفات پر شدن دانه تحت شرایط دیم افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول‌پاشی گلوتامیک، نیکوتینیک و آسپارتیک‌ اسید بر رشد، عملکرد و برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی شنبلیله (.Trigonella foenum-graecum L) تحت تنش خشکی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4318.html</link>
      <description>به منظور بررسی اثر محرک‌های زیستی بر گیاه شنبلیله در شرایط تنش کم‌آبیاری، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمار تنش خشکی در سه سطح (100، 80 و 60 درصد ظرفیت زراعی) و کاربرد برگی محرک‌های زیستی در پنج سطح (شاهد، گلوتامیک‌اسید، نیکوتینیک‌اسید، آسپارتیک-اسید و کاربرد هر سه ترکیب با غلظت 300 میلی‌گرم در لیتر) اعمال شد. نتایج نشان دهنده کاهش معنی‌دار ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، طول ریشه، محتوای نسبی آب برگ، هدایت روزنه‌ای، غلظت کربن دی‌اکسید زیر روزنه، سرعت فتوسنتز، تعرق و نیتروژن کل تحت تنش کم آبیاری بود. کاربرد محرک‌های زیستی موجب افزایش معنی‌دار ارتفاع بوته، وزن تر اندام هوایی، طول ریشه، محتوای نسبی آب برگ، هدایت روزنه‌ای، غلظت کربن دی‌اکسید زیر روزنه، سرعت فتوسنتز، تعرق و نیتروژن کل شد. برهمکنش تیمارهای کم‌آبیاری و کاربرد محرک‌های زیستی نشان داد که بیشترین میزان ارتفاع بوته، طول شاخه جانبی، طول ریشه، وزن خشک اندام هوایی، محتوای نسبی آب برگ، کلروفیل b، محتوای کلروفیل کل و غلظت کربن‌دی‌اکسید زیر روزنه در تیمار کاربرد ترکیبی سه محرک‌ زیستی در سطح آبیاری 100 درصد ظرفیت زراعی به دست آمد. کاربرد ترکیبی محرک‌های زیستی منجر به حصول بهترین نتایج در صفات عملکردی و فیزیولوژیکی شنبلیله شد. با این حال، آسپارتیک اسید در مقایسه با نیکوتینیک اسید و گلوتامیک اسید اثرات مثبت بیشتری در سطح برگ و وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه داشت. کاربرد محرک‌های زیستی به‌ویژه به صورت ترکیبی باعث تعدیل اثرات منفی تنش خشکی در بسیاری از صفات مورد مطالعه شد. در مجموع می‌توان اظهار داشت که کاربرد ترکیبی محرک‌های زیستی مورد استفاده در این پژوهش، می‌تواند با تاثیر مثبت بر رشد و عملکرد شنبلیله در شرایط تنش کم‌آبی موجب کاهش خسارت ناشی از تنش شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیرمحلول‌پاشی براسینواستروئید بر صفات مورفولوژیکی، عملکرد دانه و شاخص‌های رشد کاملینا (Camelina sativa) تحت تنش شوری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4066.html</link>
      <description>کاملینا (Camelina sativa)گیاه روغنی مقاوم به شوری، برای کشاورزی پایدار اهمیت دارد. این پژوهش تأثیر تنش شوری و محلول‌پاشی براسینواستروئید بر صفات مورفولوژیک ، عملکرد دانه و شاخص‌های رشد کاملینا را بررسی کرد. آزمایش به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی (1400-1401 و 1401-1402) در یزد اجرا شد. فاکتور اصلی شوری در چهار سطح (0، 4، 8، 12 دسی زیمنس بر متر) و فاکتور فرعی محلول‌پاشی 24-اپی‌براسینولید در چهار غلظت (0، 1، 2، 3 میکرو مولار) اعمال شد. اثر متقابل شوری و براسینواستروئید بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه‌های جانبی، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی و شاخص برداشت در سطح یک درصد معنی‌دار بود. شوری 12دسی زیمنس بر متر، عملکرد دانه را 44 درصد نسبت به شرایط عدم تنش کاهش داد، در حالی که محلول‌پاشی 3 میکرومولار براسینواستروئید عملکرد دانه را در شوری 0، 4، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر به‌ترتیب 59، 59، 55 و 76 درصد و تعداد شاخه‌های جانبی را 161، 23، 97 و 193 درصد نسبت شرایط عدم محلول‌پاشی براسینواستروئید افزایش داد. محلول‌پاشی 24-اپی‌براسینولید، به‌ویژه در غلظت 3 میکرومولار، راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات شوری و بهبود عملکرد کاملینا است.واژگان کلیدی: براسینواستروئید، تنش شوری، شاخص برداشت، عملکرد دانه، کاملینا</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکنش جوانه‌زنی ژنوتیپ&amp;shy;های باقلا (.LVicia faba ) به دما: ارزیابی تحمل به دما</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4300.html</link>
      <description>در این مطالعه، تأثیر دما بر مولفه‌های جوانه‌زنی و ویژگی‌های سبزشدن در ۲۰ ژنوتیپ باقلا (Vicia faba L.) مورد بررسی قرار گرفت. بررسی روند تغییرات درصد جوانه‌زنی با استفاده از مدل درجه دوم نشان داد درصد جوانه‌زنی به‌طور قابل توجهی بین ژنوتیپ‌ها متفاوت بود و تحت تأثیر دما قرار گرفت، به‌طوری که درصد جوانه‌زنی در دماهای پایین‌تر از حد مطلوب افزایش و در دماهای بالاتر از حد مطلوب کاهش یافت. این تحقیق دماهای کاردینال (دمای پایه، مطلوب و سقف) برای درصد جوانه‌زنی را مشخص کرد که شامل دمای پایه (Tb) بین 3.0- تا 1.7 درجه سانتیگراد، دمای مطلوب (To) بین 15.6 تا 18.6 درجه سانتیگراد و دمای سقف (Tc) بین 33.2 تا 38.4 درجه سانتیگراد بود. همچنین، در این مطالعه، دماهای کاردینال برای سرعت جوانه‌زنی با استفاده از یک تابع دوتکه‌ای تخمین زده شد. دمای پایه بین 1.2 تا 5.2 درجه سانتیگراد، دمای مطلوب بین 23.0 تا 26.1 درجه سانتیگراد و دمای سقف بین 31.8 تا 36.7 درجه سانتیگراد بود. علاوه بر این، ژنوتیپ‌ها بر اساس تحمل دمایی خود که با مقادیر CTRI تعیین شد، در گروه‌های مختلف دسته‌بندی شدند. به طور قابل توجه، همبستگی مثبت قوی بین تحمل به گرما (H-CTRI) و دمای پایه مشاهده شد، در حالی که همبستگی منفی معنی‌داری بین تحمل به سرما (C-CTRI) و دمای پایه وجود داشت. این مطالعه اطلاعات ضروری برای انتخاب ژنوتیپ‌های باقلا با تحمل دمایی مناسب را فراهم می‌کند و به تصمیم‌گیری‌های اصلاحی و کشت در شرایط آب‌وهوایی مختلف کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیرگاما-آمینو بوتیریک اسید (گابا) بر برخی صفات مورفوفیزیولوژیکی گیاه رزماری (.Rosmarinus officinalis L) تحت تنش شوری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4029.html</link>
      <description>تنش شوری یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده رشد و عملکرد گیاهان محسوب می‌شود. گاما آمینوبوتیریک اسید (گابا) به‌عنوان یک ترکیب زیستی مهم در پاسخ به تنش‌های محیطی شناخته شده و می‌تواند در بهبود تحمل گیاهان به شوری نقش مؤثری ایفا کند. در این پژوهش، تأثیر محلول پاشی گابا بر ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی رزماری تحت شرایط شوری بررسی شد. برای ارزیابی اثر گابا بر ویژگی‌های رشدی و فیزیولوژیکی گیاه دارویی رزماری تحت تنش شوری، آزمایشی در تابستان 1403 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه زنجان به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور اجرا شد. فاکتور اول شامل غلظت‌های مختلف گابا) صفر، 20، 40 و 60 میلی‌مولار) و فاکتور دوم کلرید سدیم با سطوح (صفر، 50، 100 و 150 میلی‌مولار) بود که در 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، صفات مرفوفیزیولوژیکی نظیر طول ساقه، وزن تر و خشک اندام هوایی، سطح برگ، محتوای نسبی آب برگ، نشت الکترولیت و محتوای پرولین ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که تنش شوری تأثیر معنی‌داری بر اکثر صفات داشت و با افزایش شوری، طول ساقه، وزن تر و خشک اندام هوایی و سطح برگ به ترتیب به مقدار عددی 18.980سانتی&amp;amp;shy;متر، 15.331 گرم، 4.7002گرم، 2.597 سانتی&amp;amp;shy;متر کاهش یافت، اما نشت الکترولیت (98.031%) و محتوای پرولین (0.347میکرو گرم بر گرم) به‌ طور معنی‌داری افزایش پیدا کردند. همچنین، اثر مستقل گابا و اثر متقابل آن با شوری بر وزن خشک اندام هوایی و محتوای نسبی آب برگ معنی‌دار نبود. غلظت 40 میلی‌مولار گابا بیشترین اثر مثبت را بر صفات اندازه‌گیری شده نشان داد. این یافته‌ها حاکی از آن است که کاربرد اسپری برگی گابا می‌تواند مقاومت گیاه رزماری را در برابر تنش شوری افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر رژیم آبیاری بر برخی صفات مورفولوژیکی و کیفیت علوفه اکوتیپ‌های مختلف یونجه باغی (Coronilla varia) در شرایط گلخانه‌ای</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4277.html</link>
      <description>یونجه باغی (Coronilla varia) گیاهی چندساله بومی ایران است که در باغات و حاشیه مزارع به‌عنوان علف‌هرز یافت می‌شود. هدف این مطالعه بررسی تأثیر رژیم آبیاری بر ویژگی‌های مورفولوژیک و کیفیت علوفه بذر اکوتیپ‌های مختلف یونجه باغی در تیرماه 1403 از شهرستان‌های نهاوند، همدان، سمنان، ایلام، کرمانشاه، پاوه، سنندج، مریوان، سقز و سروآباد جمع‌آوری شد. آزمایش گلخانه‌ای فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی و سه تکرار در دانشگاه کردستان اجرا شد. تیمارها شامل 10 اکوتیپ بومی یونجه و فواصل آبیاری 2، 4، 6، 8 و 12 روز بودند. نتایج نشان داد، رژیم آبیاری تأثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های مورفولوژیکی (عملکرد بیولوژیک، ارتفاع ساقه، طول ریشه) و صفات مرتبط با کیفیت علوفه دارد. بیشترین عملکرد بیولوژیک در اکوتیپ نهاوند تحت آبیاری 6 روز و کمترین در پاوه با آبیاری 12 روز مشاهده شد. عملکرد در آبیاری 12 روز در تمامی اکوتیپ‌ها کاهش یافت. همچنین، ارتفاع ساقه و طول ریشه در اکوتیپ نهاوند و آبیاری 8 روز بیشترین مقدار را داشتند، در حالی که کمترین در پاوه و آبیاری 12 روز ثبت شد. درصد پروتئین خام در اکوتیپ سقز و آبیاری 12 روز به بیشترین مقدار رسید. فیبر خام در شوینده اسیدی و خنثی در اکوتیپ پاوه و آبیاری 12 روز بیشترین بود، در حالی که کمترین در همدان و سروآباد و آبیاری 6 روز ثبت شد. ماده خشک قابل هضم در اکوتیپ سقز و آبیاری 4 روز از بیشترین مقدار برخوردار بود، اما در پاوه و آبیاری 12 روز کمترین بود. خاکستر کل با افزایش دور آبیاری افزایش یافت و در آبیاری 12 روز در پاوه به مقدار بیشینه رسید. نتایج نشان می‌دهد، اکوتیپ‌های مختلف یونجه باغی به رژیم‌های متفاوت آبیاری حساسیت دارند و تحمل محدودیت آب تا آبیاری 8 روز قابل قبول است، زیرا در این سطح اکثر صفات در وضعیت مطلوب باقی ماندند و تفاوت معناداری با سطوح آبیاری مطلوب نداشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمان آخرین مصرف کود نیتروژن و قطع آبیاری بر فرایند رسیدگی واریته IRC99-02 نیشکر در جنوب خوزستان</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4006.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر زمان آخرین مصرف کود نیتروژن و قطع آبیاری بر عملکرد کمی و کیفی نیشکر واریته IRC99-02،  آزمایش مزرعه &amp;amp;shy;ای به‌صورت کرت&amp;amp;shy; های یک‌بار خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال‌ زراعی 1402 در شرکت کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی اجرا شد. چهار زمان قطع آبیاری شامل 30 شهریورماه، 10، 20 و 30 مهرماه به‌عنوان کرت اصلی و سه زمان‌ قطع کوددهی شامل 30 خردادماه، 15 و 30 تیرماه به‌عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که تأخیر در قطع آبیاری در زمان‌های 10، 20 و 30 مهرماه نسبت به 30 شهریورماه منجر به افزایش 5، 8 و 17 درصدی عملکرد نی شد. کمترین عملکرد نی مربوط به قطع کوددهی در 30 خردادماه (89.5 تن در هکتار) بود و در تیمارهای قطع کوددهی در 15 و 30 تیرماه به ترتیب 13 و 20 درصد افزایش یافت. عملکرد شکر در تیمار قطع آب در 30 شهریورماه به طور معنی‌داری پایین&amp;amp;shy;تر از سایر تیمارها بود. همچنین در تیمار قطع کوددهی30 خردادماه پایین‌تر از سایر سطوح قطع کوددهی بود. با گذشت زمان محتوی ساکارز افزایش یافت. تیمار قطع آبیاری در 20 مهرماه بیشترین درصد شکر قابل‌استحصال (10.8) درصد را داشت و قطع کوددهی در 15 تیرماه  بالاترین درصد شکر قابل‌استحصال (10.75 درصد) را داشت. بیشترین درصد شکر قابل‌استحصال مربوط به تیمارهای قطع آبیاری در 10 مهرماه و قطع کوددهی در 15 تیرماه (11.3 درصد) و همچنین قطع آبیاری 20 مهرماه و قطع کوددهی در 15 تیرماه (11.3 درصد) بود. این نتایج نشان می‌دهد قطع آبیاری زودهنگام و دیرهنگام تأثیر منفی بر درصد شکر قابل‌استحصال شربت نیشکر داشت. بین سطوح کوددهی نیز، قطع کوددهی زودهنگام و دیرهنگام درصد شکر قابل‌استحصال کمتری نسبت به تیمار قطع کوددهی در 15 تیرماه داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی شاخص‌های تنش گرمایی HSDD، HSF و HSDU در گندم دیم تحت تاریخ های مختلف کاشت در استان لرستان</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_3964.html</link>
      <description>تغییرات اقلیمی و افزایش دمای جهانی، وقوع تنش‌های گرمایی را در دوره‌های حساس رشدی گندم دیم تشدید کرده و عملکرد این محصول راهبردی را تهدید می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تاریخ‌های مختلف کاشت بر مواجهه گندم دیم با تنش گرمایی در مرحله گلدهی تا رسیدگی فیزیولوژیک و تأثیر آن بر عملکرد دانه، با استفاده از مدل APSIM -Wheat، در یک دوره ۴۱ساله (۱۹۸0-2020) و در پنج ایستگاه هواشناسی استان لرستان (الیگودرز، بروجرد، خرم‌آباد، کوهدشت و پلدختر) انجام شد. صفات مورد بررسی شامل عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در خوشه، درجه روزهای تنش حرارتی (HSDD)، فراوانی تنش حرارتی (HSF) و مدت‌زمان تنش حرارتی (HSDU)، طول دوره رشد، بیشینه شاخص سطح برگ، بارندگی تجمعی و میانگین بیشینه دما از گل انگیزی تا رسیدگی بودند. نتایج نشان داد که تغییر تاریخ کاشت تأثیر معنی‌داری بر میزان مواجهه گیاه با تنش گرمایی دارد. در ایستگاه پلدختر (با اقلیم گرم‌تر)، کاشت زودهنگام (۱۵ مهر) منجر به ثبت بالاترین مقدار شاخص HSDD با میانگین 2/64 درجه روز شد، درحالی‌که در ایستگاه بروجرد (اقلیم سردتر)، همان تاریخ کاشت منجر به کمترین مقدار HSDD (دو درجه روز) گردید. در مناطق گرم‌تر (مانند پلدختر)، تأخیر در کاشت تا ۹ آبان منجر به افزایش عملکرد تا 43 درصد شد، درحالی‌که در مناطق سردتر (الیگودرز و بروجرد)، کاشت زودهنگام (15 مهر) عملکرد را تا 90 درصد نسبت به تاریخ کاشت دیرهنگام (15 آبان) افزایش داد. بین عملکرد دانه با شاخص‌های تنش حرارتی HSDD، HSF و HSDU به ترتیب با ضرایب همبستگی 0.63-، 0.59- و 0.55- همبستگی منفی و معنی‌داری مشاهده شد. نتایج این تحقیق می‌تواند به تعیین تاریخ بهینه کاشت بر اساس اقلیم هر منطقه برای کاهش آثار منفی تنش گرمایی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تلفیقی کاربرد بیوچار و تلقیح با قارچ میکوریزا بر رشد و تولید زیست‌توده زرین‌گیاه (.Dracocephalum kotschyi Bioss) در شرایط کم‌آبیاری</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4001.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه بهبود رشد و تولید زیست‌توده زرین‌گیاه (Dracocephalum kotschyi Boiss.) با کاربرد بیوچار به میزان 5 درصد وزنی خاک و تلقیح با میکوریزا (تلقیح و عدم تلقیح با Funneliformis mosseae) به منظور تخفیف اثرات کم‌آبیاری در شرایط گلخانه‌ای بود. سطوح آبیاری مختلف شامل 100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی به ترتیب به عنوان آبیاری نرمال، تنش ملایم و تنش شدید اعمال گردید. نتایج نشان داد که اعمال سطوح کم‌آبیاری با کاهش پارامترهای رشد، افزایش وزن ویژه برگ، کاهش ارتفاع، تعداد و سطح برگ، طول و وزن ریشه، تولید زیست‌توده را کاهش داد. با این وجود، کارایی مصرف آب در تیمار تنش ملایم با شرایط نرمال تفاوت معنی‌داری نشان نداد در حالی‌که اعمال تنش شدید منجر به کاهش کارایی مصرف آب شد. کاربرد بیوچار با بهبود سرعت رشد، تعداد برگ، طول، وزن و حجم ریشه منجر به افزایش کارایی مصرف آب شد. تلقیح با میکوریزا نیز سرعت رشد، تعداد و سطح برگ، حجم و وزن ریشه، شاخص کلروفیل، تولید زیست‌توده و کارایی مصرف آب را بهبود داد. اعمال تنش خشکی کارایی تلقیح میکوریزایی را کاهش داد در حالی که کاربرد بیوچار منجر به افزایش آن شد. به طور کلی کاربرد بیوچار و میکوریزا، با وجود عدم مشاهده اثر متقابل با سطوح تنش، می‌تواند در تولید زرین‌گیاه و دیگر گیاهان دارویی در مناطق نیمه خشک مؤثر واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی واکنش‌های رشدی و توانایی تجمع کادمیوم و سرب در اندام‌های مختلف گیاه سورگوم (.Sorghum bicolar L)</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4304.html</link>
      <description>آلودگی خاک به فلزات سنگین به دلیل خطرات زیست محیطی که برای سلامت انسان دارند، در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از محقیقن قرار گرفته است. به‌منظور بررسی واکنش‌های زیستی گیاه سورگوم (Sorghum bicolar L.) در شرایط تنش (کادمیوم و سرب)، این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل نوع عنصر در دو سطح (شامل کادمیوم و سرب) و غلظت‌های هر عنصر در شش سطح (شامل 0 ، 25، 50، 100، 200 و 400 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک) بود. به‌منظور آماده‌سازی خاک تیمارها از کلرید کادمیوم و کلرید سرب استفاده شد. نتایج مقایسه میانگین‌ ها نشان داد صفت‌های شاخص سبزینگی، وزن خشک ریشه و وزن خشک اندام هوایی در مقایسه با شاهد در بالاترین غلظت فلزات سنگین (400 میلی‌گرم بر کیلوگرم)، به‌ترتیب 51.0، 41.41 و 38.9 درصد به صورت معنی‌داری کاهش یافت. علاوه بر این نتایج مقایسه میانگین داده‌های اثر نوع فلزات سنگین بر خصوصیات رشدی سورگوم نشان داد که فلز کادمیوم با 30.8 درصد کاهش، نسبت به فلز سرب اثر بیشتری بر وزن خشک ریشه سورگوم داشت. افزایش غلظت فلزات سنگین در خاک منجر به افزایش غلظت آن‌ها در ریشه و در اندام هوایی شد. با افزایش غلظت از 25 به 400 میلی‌گرم بر کیلوگرم به ترتیب افزایش 74.6 و 49.4 درصدی غلظت فلزهای سنگین در ریشه و اندام هوایی مشاهده شد. فاکتورهای غلظت زیستی، ضریب تجمع زیستی در ریشه، ضریب تجمع زیستی در اندام هوایی با افزایش غلظت برای هر دو عنصر کادمیوم و سرب کاهش یافتند. فاکتور انتقال و راندمان انتقال نیز برای سرب در مقایسه با کادمیوم بیشتر بود. درنهایت به نظر می‌رسد گیاه سورگوم به‌منظور کاهش سمیت کادمیوم و سرب تا حدود زیادی این عناصر را در ریشه نگه‌داری کرده و درصد کمی از آن‌ها را به اندام هوایی منتقل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک بر صفات کمی و کیفی دانه، ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بهره &amp;rlm;وری آب در دو ژنوتیپ نخود (.Cicer arietinum L) تحت سطوح مختلف رطوبتی</title>
      <link>https://escs.birjand.ac.ir/article_4317.html</link>
      <description>تنش کم‌آبی یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیرزنده است که هر ساله خسارت‌های هنگفتی به محصولات زراعی و باغی در جهان و به‌ویژه ایران که به‌عنوان کشوری خشک و نیمه‌خشک محسوب می‌شود، وارد می‌کند. تعیین مقادیر بهینه اسید سالیسیلیک و سطوح رطوبتی از اهداف مهم در دستیابی به عملکرد مناسب گیاه نخود است که نیاز به تحقیقات در شرایط مزرعه&amp;amp;rlm;ای دارد. این تحقیق در سال زراعی 1403-1402 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به شکل اسپلیت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. سطوح رطوبتی در کرت‌های اصلی شامل سه سطح 50 درصد، 75 درصد، 100درصد (شاهد) نیاز آبی گیاه و ژنوتیپ‌های نخود (بیونیج و منصور) و محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک در سه سطح (صفر (شاهد، محلول‌پاشی با آب‌ مقطر)، 200 و 400 میلی‌گرم بر لیتر) کرت‌های فرعی آزمایش را تشکیل دادند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رقم بیونیج در تیمار آبیاری 100 درصد نیاز آبی گیاه و محلول‌پاشی 200 میلی‌گرم بر لیتر اسید سالیسیلیک، بالاترین مقادیر را در خصوص تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف‌های دارای دو بذر، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، بهره&amp;amp;rlm;وری آب و وزن صد دانه به‌دست آورده است. همچنین، بر اساس یافته‌ها، رقم بیونیج با محلول‌پاشی 200 میلی‌گرم بر لیتر اسید سالیسیلیک و رقم منصور با همان تیمار، به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار محتوای کلروفیل کل را نشان داده‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
